خرید بک لینک

امیر کبیر کجایی که هرچه تو رشته ای بزودی پنبه خواهد شد.

آموزش و پرورش استان خراسان رضوی

آموزش و پرورش ناحیه 1 مشهد

موضوع:

« داشتن مدارس دولتی زیبا با معلمینی توا نا حق ماست . »

نویسنده مقاله : مرضیه الهی خیبری

پست سازمانی : آموزگار ناحیه یک مشهد

نوشته شده در10 مهر سال 1393 آغازین روز های شنیدن صدای طبل رسوایی واگذاری مدارس به بخش خصوصی

این مقاله نقدی است بر طرح خصوصی سازی مدارس آموزش و پرورش که به روزنامه های (خراسان ، همشهری ، اطلاعات ) و دفتر مقام معظم رهبری و نمایندگان مشهد مقدس ارسال شد و حتی و خلاصه ای از آن به صدا سیما و در فضای اینترنت گوگل و بلاگفا ، و جمع خبر نگاران فرستاده ام و اکنون در اینجا برای خواندن شما به یادگار می گذارم امیدوارم مقالات این چنینی بتواند جای خود را در اجتماع ما باز کند.این مقاله در 20 مهر 93 به نگارش در آمده و خیلی سعی کردم تا صدای خاموش و ضعیف یک معلم را به گوش همه برسانم با این که همه در گوششان پنبه فرو برده بودند ولی خوشبختانه توانستم عدهی زیادی را آگاه نمایم . جای بسی تأسف است زمانی که معلمی فریاد می زندو کمک می خواهد ولی جامعه گوشش را به کری می زند و به او پشت می کند من این مقاله را برای خیلی ارگان ها ارسال کردم ولی تنها صدا و سیما در یک مصاحبه ی خیلی کوتاه به آن توجه کرد . خب خدا را شکر می کنم که در کاری که وظیفه داشتم موفق شدم و حال این شما و این هم مقاله ی من امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید و اگر دستتان می رسد کاری کنید.

« داشتن مدارس دولتی زیبا با معلمینی توا نا حق ماست . »

«روستا زادگانی هستند با نبوغ و استعدادهای فوق العاده که اگر زمینه شکوفایی آن ها را فراهم نکنیم، پاسخ آن با کیست ؟»

این جملات زیبا و پر محتوا بر سر در سایت مجمع خیّرین مدرسه ساز خراسان رضوی حک شده است ،که در واقع محتوای کار زیبای خیّرین مدرسه ساز را می رساند . کاری خدا پسندانه و خیر خواهانه، دقیقاً بر عکس طرح جدیدی که در آموزش و پرورش ایران در حال اجراء می باشد .

خیّرین مدرسه می سازند تا کودکان بینوا بتوانند از مزایای دولت استفاده کنند. اما رئسای زحمت کش آموزش و پرورش همان مدارسی که خیّرین ساخته اند را بی صدا و آرام آرام به خصوصی واگذار و معلمین آن مدارس را بی سرو صدا به مدارس دیگر منتقل می کنند. و جالب اینجاست که رسانه ها هم سکوت کرده اند .

برای قل خوردن یا نخوردن یک توپ چه ها که نمی کنیم. جنگ و جدل و هزینه و چنین و چنان ، الّا مسئله ای به این مهمی.

اینجا همه خموشند و بی صدا ، راستی چرا؟

حتماً از خود می پرسید پس تکلیف دانش آموزان با آن مدارس بی معلم چه می شود . جوابش بسیار ساده است. شرکت های خصوصی از اولیاء دانش آموزان شهریه می گیرند. و معلم استخدام میکنند،خوش به حال شما ی نوعی که بیکارید حالا دیگر ،می توانید استخدام شوید .اما به چه قیمتی ؟ با قیمت پای مال و لگد کوب کردن هدف اصلی بنیان گذار انقلاب امام خمینی (ره) .

با چه تحصیلاتی ؟ لیسانس باغبانی ، کشاورزی ، دامداری ، کودکیاری یا هر لیسانس دیگری که بیکار باشد و حاضر باشند با کمترین حقوق (زیر دویست تومان ) در آن مدرسه به عنوان معلم مشغول کار شوند. استخدام شده و هر زمان هم که آن شرکت آن معلم را نخواست اخراج می شود ، به همین راحتی . بالاخره دولت باید برای بیکاران فکری می کرد چه از این بهتر ؟ که هم بازار کار داغ می شود و هم آموزش و پرورش کسری مالی اش را طوری جبران می کند که آب از آب تکان نمی خورد و چهل میلیارد بدهی ، حد اقل ّ بدهی ای که به بیمه ی ایران دارد را پرداخت می نماید . حال اینکه آن چهل میلیارد قبلی در جیب کدام فلان و فلان جفتک می زند . به مردم ایران چه ربطی دارد؟

اصلا به من معلم مربوط نیست !

مگر من مدعی الامورم ؟ !

برّیدن و دوختن با افراد کاردان است ، پوشیدنش از ماست . آن هم که کاری ندارد ! بلند بود پایینش را تا می زنیم ، کوتاه بود ، کوتاهی اش را مد می گوییم. به همین راحتی !...

دلم از این درد دارد که پدران و مادران ما انقلاب کردن و درخون غلتیدن در خیابان ها فریاد مرگ بر ظالم سر دادن، زندانی شدن تا قشر ضعیف جامعه به حد اقل امکانات دست یابد با این طرح همان حد اقل هم از محروم ترین قشر اجتماع گرفته خواهد شد و همه سکوت کرده اند! راستی جناب وزیر آموزش و پرورش، چرا در آغاز ، این طرح ، در مدارس دولتی محروم انتهای بلوارطبرسی شمالی مشهد به اجرا در آمده است. ولی در سجّاد ، احمد آباد ، بلوار معلم ،دانشجو ووو خبری از آن نیست . آیا دلیل آن این نیست، که از مظلومیت این قشر سوء استفاده شده است ؟ آیا دلیل آن این نیست که این افراد توان دفاع از حقوق خود را ندارند؟ آیا دلیل آن این نیست که به علت جوان بودن این منطقه اکثر مدارس تازه ساز در آن واقع ، و خصوصی پسند است. اینان مردمانی ساده و بی آلایش مظلوم وبی ادعا هستند، چرا باید مدارسشان به بخش خصوصی واگذار شود؟ مدارس ابتدایی ای با نام های ، امامت ، پیام ، صفورا ، تختی و البته و صد البته !اینها فقط مشتی از خروار است . مناطق دیگر هم در همین طرح شریک و در دست اجراست. تا جایی که من تحقیق نمودم. در ناحیه 4 در منطقه ی ابوطالب، در ناحیه 1 طبرسی شمالی ( که مفصل سخن به میان آمد ) و در منطقه ی تبادکان هم مدارسی این چنین موجود است .

باز هم درهمان حوالی مردم مظلوم و مستضعف.

چرا باید مدارس ما از حیطه ی مالی دولت خارج شود ؟ این دیگر یارانه کالا نیست که با دادن مبلغی یارانه و یا حذف عدّه ای از گرفتن یارانه ، ( با این که حق مسلّم شان است )، به احترام خون شهداء سکوتی دلخواه ملت بر دهان ملت دوخته شود ، این ضربه زدن به ستون آموزش و فرهنگ این ملت است . این یعنی نابودی آینده ی کودکانی که قرار است، روزی معلم ، دکتر، مهندس، دانشمند ،رئیس جمهور ، نخست وزیر و نماینده ی مجلس این مرز و بوم باشند، چگونه انتظار داریم فردا کودکانی که در زیر دست معلمینی بی تجربه و بی تخصص درس بخوانند برای ما مملکت داری کنند . چرا باید دولت برای آموزش و پروش سرمایه گذاری نکند ؟ وچرا باید دوره انوشیروان به ظاهر عادل، دوباره تکرارشود ؟ و این عدالت انوشیروانی دوباره بر سر مردم محروم چادر اندازد ؟. پس سرمایه ملی این ملت باید کجا خرج شود ؟ این ملت محروم و مظلوم و اغلب پر جمعیت از کجا هزینه ی پرداخت شهریه ی مدرسه ای خصوصی و غیر انتفاعی را دارند ؟ آن هم برای چند خواهر و برادر در یک خانواده ؟ در روزنامه اطلاعات خواندم وزیر اقتصاد در اجلاس صندوق بین المللی پول چنین گفته بود : « غلبه بر خشونت در منطقه از مسيرتوسعه و فقرزدايي مي گذرد .» حال بنظر شما به جای اینکه ما برای فقر جهان فکری بکنیم بهتر نیست فکری برای فقر خودمان بکنیم . دوستان به نظر شما با اجرا و ثبات این طرح در آینده ای نه چندان دور در خانواده های زیر خط فقر ایرانی چند کودک قربانی ، از مدرسه حذف و راهی بازار کار کاذب خواهند شد؟ خدا می داند ! این همه اشکال برای چیست ؟ چه کسی پاسخ گوست ؟ نگویید : گرفتن 50 تا 60 هزار تومان شهریه هیچ کس را نکشته ، این آغاز راه است . همین که پایه های ای طرح محکم و به عنوان یک طرح جامع شناخته شد خدا می داند چه شهریه هایی رواج یابد کما اینکه همین مبلغ هم برای عدّه ای بسیار سرسام آور است . اصلا چرا باید در آموزش و پروش ما مدارس مختلف پولی و غیر پولی تیز هوشان و نمونه مردمی داشته باشیم ؟ درحالی که در جهان این طرح مردود شناخته شده است . چرا مدارس دولتی بایدهزینه دریافت کنند حتی همان مقدار کم ؟ مگر ایران در ردیف ثروتمند ترین کشور های جهان نیست ؟ ، فرهیختگان ، فرهنگیان نگویید به ما ربطی ندارد و مملکت دولت دارد . من نه تنها با دولت مخالف نیستم بلکه به عنوان یک ایرانی از طرح های سازنده و مفید او حمایت می کنم و با انتخاب ایشان به رأی خودم مفتخرم . ولی ما هم نباید ذرّه بین بینش مصلحت آمیزمان را از امورات مملکت بر داریم . حد اقل در مورد طرح هایی اینچنینی که سرنوشت ساز است ، حق داریم اظهار نظر کنیم. نگویید ما کارخودمان را کرده ایم و درنزدیکی بازنشستگی هستیم.سر خودمان را بگیریم وزندگی کنیم. اندیشمندان، نویسندگان و شاعران، عزیزان سیاستمدار میهن پرست و نگران آینده ی ایران ، علمای عالیقدر قم و دیگر نقاط کشور اعلام خطر می کنم ، موضوع را مجدد با دقّت بیشتری بررسی نمایید، و رسالت خودتان را به انجام رسانید. نمایندگان دلسوز خواهشمندم این طرح را با دید همه جانبه و با آینده نگری بنگرید .دوستان « کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» بارها از خود پرسیده ام : ما که طرح توصیفی مقطع ابتدایی را از فلان کشور گرفته ایم . آیا به برنامه های آموزشی و پرورشی آنها نیز توجه کرده ایم؟ و به هزینه کردن های پی در پی آنها دقت کرده ایم ؟ ما برای آموزش و پرورش مان چه کرده ایم ؟ !در مدارسی که پایه ششم کتاب رایانه دارد ولی آزمایشگاه رایانه ندارد و کودک فقط کلمه ی کپس لایک را حفظ می کند و قادر به لمس نیست . مدرسه ای که هنوز ده سال از ساختش نمی گذرد قفل در کلاس ها خراب است و کودکان با معلمشان بارها در داخل کلاس گیر می کنند. مدیر سرمایه ندارد قفل تهیه کند. یا نمی کند. زیرا بازرسی نیست این مسائل را بررسی کند و از اموال دولت در ادارات و مدارس حمایت نماید تاکی قرار است به جشن ها به تزئینات درو دیوار اهمیت دهیم . و کودکانمان را به ظاهر اندیشیدن عادت دهیم . بیاییم کمی ریز بین باشیم و مسائلی را که دیگران نمی بینند را ما ببینیم . استعمار لباس دو جداره پوشیده و عظمش را جزم کرده تا اول آموزش و پرورش مارا نابود کند . زیرا می داند بعد دیگر لازم نیست برای نابودی ما طرحی نو بر اندازد . چون خودمان نابود خواهیم شد . امیر کبیر مرد آرمانی ایران عزیزم می گفت : « آموزش باید رایگان باشد تا همه بتوانند از آن استفاده کنند. » او زمانی معتقد به این گفتار بود، که استعمار شمشیرش را از رو بسته بود . این مرد خدا ایران را طوری ساخت که هنوز بهره هایش به ما می رسد . حال که استعمار چون موشهایی سمّی در لابلای دیوار های مستحکم انقلاب اسلامی ما سکنی گزیده است و اصلا نمی دانیم که فلان فرد در فلان سمت دولتی و غیر دولتی ظاهرش با باطنش می خواند یا نه ؟ آیا نباید به آموزش اهمیت دهیم . و ستونش را محکم کنیم .

همیشه طرح ، طرح ، طرح کمی هم به نتیجه ی این طرح ها بیندیشید و به صد سال دیگر، که ایران کهن با نتیجه و بازخورد منفی این طرح ها چه خواهد کرد . اگر قانون خصوصی سازی مدارس در ایران ثبات یابد و اجراء شود ، در آینده ای نه چندان دور همه گیر ، و دوباره دوره ی انوشیروان تکرار خواهد شد . از شما می پرسم ؟ آیندگان به ما چه خواهند گفت؟ شنیده ایم تاریخ تکرار می شود . ولی ای کاش طرحی می ریختیم که صد سال دیگر دوباره دوره ی عظمت ملی ایران تکرار شود . و ایران چرخ علمی ، فنی ، اسلامی معرفتی و نظامی جهان را بدست گیرد . دوباره یک ایران باشد و یکی چون روم .......

اگر می خواهید ایرانی عظیم و بدون خدشه تحویل آیندگان دهید ، بیایید روی آموزش و پرورش سرمایه گذاری کنیم نه این که چوب حرّاج به سرمایه های آن بزنیم .

اگر امام زنده بود به ما چه می گفت ؟..... از ما چه می خواست ؟ ........

این ها دردی است که قلب امام و ملت امام دوست را آزار می دهد و شهدا را می گریاند. والله هدف امام از انقلاب این نبود ه و نیست .. با صدای رسای یک معلم می گویم امام و ملت امام دوست ما انقلاب نکردند که ما به عقب برگردیم و دوباره قشر مستضعف مورد ظلم قرار گیرند. رهبر عزیر دوست داشتنی ما و جناب رئیس جمهور و نمایندگان محترم مجلس جمهوری اسلامی ایران شما بزرگواران امین و عزیز این ملتید. در این طرح تجدید نظر کنید و این قائله را به نفع ملت مستضعف ختم نمایید. من به عنوان یک معلم از دولت عزیز و منتخب خاصّ ملت خواستارم به این وضعیت سامان داده و مدارس را به حالت عادی و دولتی بر گرداند. باورکنید تیشه ی این طرح بر درخت فرهنگ این ملت فرود آمده و باعث نابودی آموزش و پرورش و ملت علم دوست ما خواهد شد . من دستان دولتی را می بوسم که نهال انقلاب فرهنگی را در قشر کودک و نو جوان و جوان رشد دهد . نه اینکه بخشکاند . من به عنوان یک معلم در حالی که دلی سرشار از امید و صداقت و مملو از میهن پرستی دارم . شب و روز دستان دعایم به آسمان بلند و برای بهروزی این انقلاب دعا می نمایم ، که امیدوارم دشمنان انقلاب و خون شهدا و امام و رهبر عالیقدرمان نیست و نابود گردند . من با 22 سال سابقه ی تدریس در مناطق محروم از دولت انتظار دارم ، برای اعتلای فرهنگ و آموزش این ملت مظلوم و اسلام دوست، هزینه نماید نه اینکه همان هزینه ای را که عدّه ای خیّر خدا شناس برای مردم پاک دل منطقه ای کرده اند را از کودکانشان دریغ نماید .

من معلم ، در نگاه کودکان زیر دستم آینده ای شکوفا برای ایران عزیزمان می بینم و آرزو دارم .

افسوس اگر غیر از این باشد ....

به نمایندگی از طرف مخالفین این طرح که صد در صد همان مردم صدمه دیده خواهند بود . خاشعانه و خاضعانه خواهانم این طرح متوقف و مدارس شامل این طرح به حالت دولتی بدون گرفتن هزینه و با رفاه نسبی باز گردند و هزینه های دریافتی به صاحبانشان عودت داده شود. و دولت با طرحی جامع و زیبا با استفاده از سود منابعِ طبیعیِ در دسترسِ این کشورِ غنی و ثروت مند هزینه های لازم را متقبّل، و در آبادانی مدارس دولتی کوشا باشید نه اینکه با کلنگ جهل و دسیسه های پنهان استکبار همین ستون های قدیمی آموزشی را هم ویران نماید . ثروت ملت را خرج خودش کنید....

با سپاس فراوان

برچسب: نویسنده: ابوالفضل طباطبایی تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت: 2:33

صفحه بندی