خرید بک لینک

گاهی وقت ها آدم وارد یک کانال ، یک سایت، یا یک جمعی میشه ، یک دفعه چشم یا گوشش با کلامی زیبا و دلنشین، نوازش میشه .

از اون کلام خوشش میاد ...

با خودش میگه عجب حرف سنجیده ای ...

گاهی اون حرف ذهن آدم رو تا ساعت ها بلکه، تا چند روز مشغول خودش می کنه، و در بیشتر وقت ها این کلام رو با غرور به دیگران انتقال می دیم، که فلان جا فلان حرف رو خوندم یا شنیدم . دیگران هم به به و چهچه می کنند. و زندگی ادامه پیدا می کنه با همین حرف های قشنگ و روزمرگی...

منم چند روز پیش در کانال زندگی چوبی شعر قشنگی رو خوندم ... خیلی بدلم نشست و الان می خوام اون رو برای شما هم بخونم لطفا بامن تکرار کنید:

از آنروز که دشمن بما چیره گشت که ما را روان و خرد تیره گشت

ازآنروز که این خانه ویرانه شد که نان آورش مرد بیگانه شد

خیلی شعر خوبی گفته دست و پنجه ی شاعرش طلا... ادمین دست مریزاد برای انتخاب قشنگت.

این شعر دقیقاً مصداق زندگی بعضی از ما ایرانی هاست ...

ولی خدایی فکر نمی کنید وقت اون رسیده ،یه کمی خودمون رو با سخنان روانشناسان خارجی که وقتی آدم اونها رو می خونه و با کلام ائمه مقایسه می کنه می بینه تمام این حرف ها رو ائمه ما هزار سال پیش گفتند ... عه باشه باشه ... اصلا کاری به ائمه ندارم ..

بیایید اخلاق مون رو با کلام همون هایی که شما اسمش رو کلاس می ذارید . و البته عالم هم هستند و در رشته هایی مثل روانشناسی خانواده، روانشناسی تربیتی ، روانشناسی اجتماعی و مشاوره ... مقایسه کنیم و نقطه ضعف ها مون رو بر طرف کنیم...

زندگی قشنگه اگر درست مصرف بشه...

زندگی دوستت دارم ...

زندگی جون !...

به من بیاموز با تو درست رفتار کنم و حیفِت نکنم.

اسلام اونی نیست که در ایران هست. ولی ما توی همین ایران مسلمون زیاد داریم...

سید جمالدین اسد آبادی وقتی از اروپا برگشت ازش پرسیدند نظرت در مورد اروپا چیست؟

حرف قشنگی زد گفت:

به ایران آمدم اسلام بود ولی مسلمانی نبود

به اروپا رفتم اسلام نبود ولی مسلمانی بود

بیایید مسلمان باشیم نه تابع حکومت اسلامی

یک روز در یک جلسه ی مشاوره یک روانشناس به مریضش می گفت:

عمر تو ارزشمند ترین موهبت الهی است


از افراد و چیزهای بی فایده که روزهای گرانبهایت را هدر می دهند دوری کن...

بعد که مریض رفت از روانشناس پرسیدم این سخن حکیمانه از خودت بود ؟ گفت:« نه این در روانشناسی یک قانونه موفقیت است. » گفتم :«عجب قانونی، خب اسلام هم همین رو میگه چرا پس جونا از اسلام دوری می کنند ...»

می دونید چی گفت ؟ گفت: «فشار ... وقتی فشار زیاد باشه حکم اسلام هم مثل طناب دار می مونه...»

حرف قشنگی زد...

هیچ وقت کودکان دبستانی را وادار نکنید چادر بپوشند یا از نامحرم پرهیز کنند ... چون آنها بیشتر به این امر حریص می شوند...

ولی خوب است اگر آنها را به طور منطقی و عاقلانه از محیط های بی شرمی و بی حیائی دور کنیم.

اسلام را باید تزریق کرد... اسلام آموختنی نیست... ما می خواهیم اسلام را بزور به مردم بپوشانیم نه اسلام را باید نشان داد اسلا م پذیرفتنی است! نه آموختنی...

بس کنید و اینقدر سعی نکنید که اسلام را به دیگران بیاموزید ...

اگر خودتان مسلمانید اسلام را نشان دهید. مسلمان زندگی کنید تا مسلمانان زیاد شوند.

برژوا های ایرانی و اسلامی ایران را نابود خواهند کرد بیایید خودمان را نجات دهیم.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل طباطبایی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 21:11

صفحه بندی